وبلاگ سفید
اندوه من انبوه تر از دامن الوند بشکوه تراز کوه دماوند غرورم
نویسنده: جان کوچولو - سه‌شنبه ۱٥ فروردین ۱۳٩۱

تابستان فصل شکوفایی و ثمر دادن فرا می رسد.همه جا سرسبز می شود و گلها همه جا را می پوشانند. سایه درختان مأمنی می شود برای لحظه ای فرار از هرم نفس گیر تابستان....

پاییز برگ ریزان از راه می رسد و برگ و بار درختان و گلها با چشمان ناظران خداحافظی میکنند و گردی طلایی رنگ همه جا را می پوشاند...

و زمستان چنان از راه می رسد که گویی نه گرمای تابستانی بوده است و این بار برف به جای برگ و گل جامه ای سفید به درختان می پوشاند. اما زمستان نیز رفتنیست...

و نرم نرمک می رسد اینک بهار. بهاری که شکوفه ها بر درختان لباسی نو می پوشانند و غنچه ها آهسته آهسته بر پیکر درختان گل می نشینند. بهاری که نه سرد است نه گرم. هم گل و شکوفه دارد و هم باران و گاهی برف و این چنین است لطافت بهار. باران بهاری که می بارد با خودم می گویم:

 

بوی باران بوی سبزه بوی خاک

شاخه های شسته باران خورده پاک

آسمان آبی و ابر سپید

برگهای سبز بید

عطر نرگس رقص باد

نغمه شوق پرستو های شاد

خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک می رسد اینک بهار

خوش به حال روزگار

خوش به حال چشمه ها و دشت ها

خوش به حال دانه ها و سبزه ها

خوش به حال غنچه های نیمه باز

خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز

خوش به حال جام لبریز از شراب

خوش به حال آفتاب

بهار

 ________________________

پی نوشت:

*فرارسیدن بهار طبیعت و سال نو رو به همه تبریک میگم. امیدوارم بهترین سال زندگیتون باشه.

**شعر از فریدون مشیری

جان کوچولو
سلام. به وبلاگ سفید خوش آمدید. هر چه گفتیم جز حکایت دوست، در همه عمر از آن پریشانیم. و اکنون منم و یک عمر پشیمانی....
کدهای اضافی کاربر :


Google PageRank Checker