وبلاگ سفید
اندوه من انبوه تر از دامن الوند بشکوه تراز کوه دماوند غرورم
نویسنده: جان کوچولو - سه‌شنبه ۱۳ دی ۱۳٩٠

سلام.

چند وقتیه جرقه ی یه داستان توی ذهنم خورده ولی هر بار سعی می کنم بنویسمش یه مشکلی پیش میاد.

شده ماجرای جهنم ایرانی ها: یه روز نفت نیست، یه روز چوب نیست، یه روز قیر نیست واسه داغ کردن، یه روز فرشته ی عذاب رفته مرخصی و یه روز که همه اینا هست قیف نیست واسه اینکه قیر داغ رو توی گلوی گناهکارا بریزن...

داستان وبلاگ من هم اینطوری شده، یه روز مطلب نیست، یه روز اینترنت نیست، یه روز وسط نوشتن اینترنت قطع میشه، روز بعد که میخوام اول توی ورد (word) بنویسم بعد بذارم توی وبلاگ ورد خراب شده و باز نمیشه و امروز که همه مشکلات برطرف شده نمیدونم اسم شخصیتهای داستان رو چی بذارم....

به هر حال فقط خواستم بگم به زودی در این مکان یک داستان جدید نصب می شود. لطفاً هر کسی اسم شخصیت به نظرش میرسه پیشنهاد بده: یه اسم برای یه شخصیت خانم متشخص، با کلاس و جا افتاده و یه اسم برای یه آقا پسر جوان، ساده و مثبت.

تا آخر هفته منتظر داستان باشید...

جان کوچولو
سلام. به وبلاگ سفید خوش آمدید. هر چه گفتیم جز حکایت دوست، در همه عمر از آن پریشانیم. و اکنون منم و یک عمر پشیمانی....
کدهای اضافی کاربر :


Google PageRank Checker