وبلاگ سفید
اندوه من انبوه تر از دامن الوند بشکوه تراز کوه دماوند غرورم
نویسنده: جان کوچولو - شنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٠

این مطرب از کجاست که ساز عراق کرد           و آهنگ بازگشت به راه حجاز کرد

دوباره محرمی دیگر شروع شد...

سلام بر حسین(ع)، سلام بر آزادمردی که قیامش تا امروز زنده است و تا قیام قیامت زنده خواهد بود. سلام برحماسه و مردانگی.

قیام حسین(ع) آنقدر بزرگ و گسترده است که به محض گفتن از آن، در آن غرق می شویم. همیشه از حسین(ع) نوشتن برایم سخت ترین نوشتن ها بوده است. شاید از حسین(ع) نوشتن لیاقت می خواهد...

و آنقدر گسترده است که نمی دانم از کجا شروع کنم و از کدام قسمتش بنویسم.

بحریست بحر عشق که هیچش کناره نیست         آنجا جز آنکه دل بسپارند چاره نیست

***

عشق دردانه است من قواص و دریا میکده          سر بر این صحرا نهادم تا کجا سر بر کنم

شهرها سیاهپوش شده اند. پرچم گنبد امام رضا(ع) را با پرچم سیاه عوض کرده اند. در کربلا خانه ای نیست که پرچم سیاه بر سر درش نصب نکرده باشند، حتی آنها که حسین(ع) را کشتند!

در یک روز بعدازظهر جمعی کمتر از صد نفر در جنگی نابرابر جنگیدند و به شب نرسیده جنگ تمام شد و به خیال فاتحان جنگ فتنه ای در نطفه خفه شد.

اما یکی از درس های کربلا همین است: "کمیت مهم نیست، کیفیت از آن برتر است و گاهی در کفه ی ترازو هفتاد و دو نفر بر هزاران نفر می چربد ".

و امروز که بیش از هزار سال از عاشورا می گذرد هیچ حرفی از یزید و لشکریانش نیست، کسی که سالیان سال حکومت کرد، قدرت و نیرو و افراد و تاریخ نویسان را در اختیار داشت و در طرف دیگر امام حسین (ع) بود و جمعیتی که به صد نفر نمیرسید، نه قدرت نظامی و نه قدرت اقتصادی و نه قدرت تاریخ نگاری و به قول امروزی ها حتی رسانه ای در اختیار نداشت...

و این چنین است که می گویند: حق ماندنیست و باطن رفتنیست...


واقعاً کربلا و عاشورا واقعه ایست که من با همین عقل اندکم درسهای بسیاری در آن می بینم. قصد داشتم این نوشته را شب اول محرم بنویسم و هر شب درسی و نکته ای را که از کربلا یاد گرفته ام بنویسم.

اما افسوس که کربلا مرد میدانی می خواهد خالص. کربلا سیاه لشکر( و همچنین سیاه مطلب) نمی خواهد...

جان کوچولو
سلام. به وبلاگ سفید خوش آمدید. هر چه گفتیم جز حکایت دوست، در همه عمر از آن پریشانیم. و اکنون منم و یک عمر پشیمانی....
کدهای اضافی کاربر :


Google PageRank Checker